X
تبلیغات
رایتل
1385,11,06
توسط: احمد

بدعت و تحریف

قبل از انقلاب یه افرادی بودن که جامعه مثلا هنری در اختیار اونا بود به این معنی که هر کس رو که میخواستن خواننده میکردن ٬ مشهور میکردن و ستاره هنری درست میکردن . راهش رو هم بلد بودن و ابزارش هم رو هم داشتن خلاصه مافیای هنری بودن سلیقه مردم رو اونا تعیین میکردن واسه همین هر کس که به خواسته های اونا تن میداد یـــــــــــــی هو میشد ستاره .

بعد از انقلاب بساطشون رو جمع کردن رفتن لوس آنجلس دکون باز کردن ٬ اما خوب نمیشد که اینجا کسی نباشه .

البته تا چند سال بعد از جنگ هنوز جامعه بکر بود و مشغول جنگ و مسائلش بود و اوضاع واسه افراد میوه چین و زبل خطری بود

اما بعد از اون و مخصوصا توی این چند سال اخیر رسانه ملی شد همون مافیا و هر ..... که دلش خواست با افکار و اعتقادات و فرهنگ و دین و ایمان مردم کرد

وتوی هر قسمت هم تا اونجا پیشرفت که گند قضیه در اومد و خوب معضل درست کرد بعد که صدای زعمای قوم به فریاد تبدیل میشه آقایون خودشون رو به کوچه علی چپ میزن که : کی بود کی بود من نبودم ضرغامی بود تقصیر لاریجانی بود

اگر دقت کرده باشید امسال دیگه از بدعت هایی که در عزاداری ها گذاشته بودن چه از لحاظ سبک ( رپ و پاپ و DJ ) چه از لحاظ محتوا ٬  هر چیزی رو که لایق خودشون به امام تا ابد مظلوم نسبت دادن ٬ صدای مراجع به فریاد تبدیل شد .

حالا رسانه ملی هی گزارش مردمی (بخوانید نمایش مردمی) تهیه میکنه که آقا عزاداری واقعی چگونه باید باشه .

اصلا انگار نه انگار که این مسائل رو خود همین رسانه مثلا ملی درست کرده و مذهب مردم رو هم لوس آنجلسی و انگلیسی کرده تا اونجا که صدای آشپز هم در اومده

آشپز همون اربابان انگلیسی رسانه هستند که اونا هم از این همه بعت صداشون در اومده

مثل قضیه اون بابایی که توی روش های گناه کردن و کلک زدن دست اربابش شیطون رو هم از پشت بسته بود و شیطون بهش میگفت من غلط بکنم این کارایی رو که تو کردی بتونم بکنم

توی رسانه ملی همه استاد کپی زدن و جعل هستن . قضیه هم از جعل خواننده های فراری شروع شد ( کپی داریوش و ستار و معین و عارف و .....) بعد هم ایجاد یه لغت نامه دهخدای جدی بنام لغت نامه شیخ ضرغام . تغییر ظاهر هر چیز ب تغییر اسم مثل :

حرکات موزون = رقص

مداح = خواننده کوچه بازاری

قبلا سرود و اخیراً کار = ترانه

پیش کسوت = همون که قبلا بطری ... رو میزد کنار میز و میشکست

استاد = یه آدم با موی گیس کرده سفید و هزار قرطی بازی دیگه که مجیز گوی رئیس رسانه و خود رسانه باشه

و الخ .................

افرادی رو توی این چند سال بعنوان مداح علم کردن و سبکی رو بنیان گذاری کردن که سیداشهداء زجری از دست اینها کشید که از دست یزید نکشید . هرچه دلشون خواست گفتن و هر کاری به نام حسین دلشون خواست کردن

مثلا مداحی با آهنگ ترانه های قدیمی و حتی اونور آبی  و تواشیح به سبک DJ و ......

خدا رحمت کنه شهید مطهری رو که از چه زمانی هشدار داد :

یک مطلب را لازم است قبلا بگویم که در همه اینها مردم مسؤولند . یعنی‏
شما مردمی که در روضه خوانیها شرکت می‏کنید ، هیچ خیال نمی‏کنید که در این‏
قضیه مسؤول هستید ، بلکه فکر می‏کنید که مسؤول فقط گویندگان هستند . دو
مسؤولیت بزرگ مردم دارند ، یکی اینکه نهی از منکر بر همه واجب است .
وقتی می‏فهمند و می‏دانند که اغلب هم می‏دانند که دروغ است ، نباید در آن‏
مجلس بنشینند که حرام است و باید مبارزه کنند .

تمایلی است که صاحب مجلسها و مستمعین به گرم بودن مجلس دارند و به‏
اصطلاح مجلس باید بگیرد ، باید کربلا شود . روضه خوان بیچاره می‏بیند که‏
اگر هر چه می‏گوید راست و درست باشد آن طور که شاید و باید مجلس‏
نمی‏گیرد و همین مردم هم دعوتش نمی‏کنند ، ناچار یک چیزی اضافه می‏کند .
مردم باید این انتظار را از سر خودشان بیرون کنند و با رفتارشان آن روضه‏
خوانی را که می‏میراند و مجلس را کربلا می‏کند تشویق نکنند . کربلا می‏کند
یعنی چه ! مردم باید روضه راست بشنوند تا معارفشان ، سطح فکرشان بالا
بیاید و بدانند که اگر روحشان در یک کلمه اهتزاز پیدا کرد ، یعنی با روح‏
حسین بن علی هماهنگ شد و در نتیجه اشکی ولو ذره‏ای ، از چشمشان بیرون آمد
واقعا مقام بزرگی است . اما اشکی که از راه قصابی کردن از چشم بیرون‏
بیاید اگر یک دریا هم باشد ارزش ندارد .


نقل می‏کنند که یکی از علمای بزرگ در یکی از شهرستانها تا اندازه‏ای درد دین داشت
و همیشه به این دروغهائی که روی منبر گفته می‏شد اعتراض می‏کرد و تعبیرش هم
این بود که این زهرماریها چیست که بالای‏ منبرها می‏گوئید .
یک وقت یک واعظی به او گفت اگر اینها را نگوئیم اصلا باید در دکان را تخته کنیم !
آن آقا جواب داد اینها دروغ است و نباید گفته شود . ا
ز قضا چندی بعد خود این آقا بانی شد و مجلسی در مسجد خودش‏
تشکیل داد و همان واعظ را دعوت کرد ، ولی قبل از شروع منبر به واعظ گفت‏
من می‏خواهم به عنوان نمونه مجلسی ترتیب بدهم که جز روضه راست در آن‏
خوانده نشود و تو هم باید مقید باشی که جز از کتابهای معتبر هیچ روضه‏ای‏
نخوانی ، و با تعبیر خودش گفت از آن زهرماریها نباید چیزی بگویی . واعظ
هم گفت چون مجلس مال شماست اطاعت می‏شود . شب اول خود آقا در محراب‏
رو به قبله نشسته بود ، منبر هم کنار محراب بود . آقای واعظ صحبتهایش‏
را کرد و موقع خواندن روضه شد ، شروع کرد به خواندن روضه و خود را مقید
کرده بود که جز روضه راست چیزی نگوید ، اما هر چه گفت مجلس تکان نخورد
و همین طور یخ کرده بود . آقا دید عجب ، این مجلس مال خودش هم هست‏
بعد مردم چه می‏گویند ، زنها می‏گویند لابد آقا نیتش پاک نیست که مجلسش‏
نمی‏گیرد ، اگر آقا خودش نیتش درست بود ، اخلاص نیت داشت ، حالا کربلا
شده بود . دید که آبرویش می‏رود چه بکند ؟ یواشکی و زیر چشمی به واعظ
گفت یک کمی از آن زهرماریها قاطی کن .

از کتاب حماسه حسینی استاد شهید مطهری قسمت اول از صفحه ۲۱ به

لینک دانلود نسخه الکترونیکی این کتاب

قسمت اول            قسمت دوم          قسمت سوم    

خدا آخر و عاقبت اونایی رو که پای این مجالس میشینن و باعث گرمی بازار این از خدا بی خبرا میشن بخیر کنه و انشاالله که امام مظلوم ازشون بگذره

قسمتی از نوحه بوشهری با صدای مرحوم بخشو

 

دانلود نوحه

شروه خوانی بوشهری

دانلود شروه خوانی

اگه دلت هوای زیارت کربلا کرده یه سفر مجازی کربلا مهمون منی  

نظرات (6)
مجج
1385,11,13 ساعت 11:35
امتیاز: 0 0
مهدی
1385,11,21 ساعت 07:51
سلام
خونه جدید مبارک
باز هم مثل همیشه زیبا و پر محتوا
امتیاز: 0 0
محمد
1385,12,02 ساعت 21:26
نوکر هر چی عزادار حسینیم
وقتی از آبادان دور باشی تازه می فهمی بخشو کیه گراشی کیه ناخدا کیه من دست تموم دمام زنا رو می بوسم
امتیاز: 0 0
روزبه
1385,12,03 ساعت 14:09
با سلام خدمت شما آقای دکتر
من از طریق وبلاگ دیگری با وبلاگ شما آشنا شدم و اون جریان۳۰۰۶ رو که قلم زدید خوندم. اما چند سئوال دارم که اتمیدورام پاسخ بدهید تا بلکه بیشتر یاد بگیریم .اونجایی که فرمودید انسانها (جامعه بشری) دوران ماده گرایی رو گذرانده و باید به معنویات رو بیاره .میخواستم بدونم از چه منظری این رو مطرح فرمودید . هر چند دنیا (غرب) در حال گذار از دوران بعد فئودالیسم یعنی سرمایه داری است اما واقعا ایران هم جزو این کشورهاست .واژه گذر شما به من این اطمینان را داد که حتما فلسفه و تاریخش را میدانید .البته من مارکسیست نیستم اما با برخی از نظریه های این اندیشمند بزرگ آلمانی موافقم .به اعتقاد من (نظر شخصی منه )‌ دنیای ما (ایرن) هنوز از فئودالیسم هم عبور نکرده و کلا امت واحده محمد و دنیای عاری ازطبقه مارکس اگر غیر ممکن نباشند که نیستند(فلسفه دوری و نه خطی ) خیلی دور از دست رسه .انسان ماده گرا را به عنوان ماتریالیست مطرح فرمودید یا معنای دیگری برایش قائل هستید . و سئولات بسیاری که برایم باقی است امیدورام افتخار داده و پاسخ بدهید و ما بتوانیم از تجارب و علم شما استفاده کنیم .
امتیاز: 0 0
روزبه ۲
1385,12,03 ساعت 14:20
مطلب زیبا و کاملا مستند شما را درباره سیمای ایران مطالعه کردم . نمیدونم در کجا زندگی میکنید من بعد از چند سال دوباره اومدم لندن . اما فیلم دادگاه گلسرخی رو دوستانم به من نشون دادند .به همه چیز از جمله کسانی که (بلافاصله معلوم الحالی به نام دکتر ازقندی = بهتر از من میدانید که دکتر ازقندی در ساواک هم داشته ایم .)‌ در وصفشان میگویند منحرف و همه شان را سر بریدند باز سو استفاده میکنند.برای بقا هر کاری میکنند ببخشید اما ناموس فروشی هم خواهند کرد در آینده . و سیما به عنوان بزرگترین موسسه اطلاع رسانی هم همانطور که فرمودید عمل میکند.باور کنید که از آشنایی با شما بسیار مسرور شدم و باعثش را هم درود میفرستم .راستی موقتا هم که سیاست خارجه را از دست احمدی نژاد گرفتند تا دشمن زیاد نکنه . بگذریم شعر خسرو عزیز که بهایش خونش شد (با نام جوادیه بر پل بنا شود هم گذاشتم بالا) . با چند تا عکس قدیمی و جالب . و لینک دانلود دادگاه خسرو که البته همونی که سیمای ایران نشون داد .امیدوارم رابطه مان ادامه دار باشد
آرزوی سلام و بهروزی برای شماا جناب دکتر .
امتیاز: 0 0
1387,04,22 ساعت 02:22
سلام سهیلا خانوم من حسین هستم از کویت منو بیاد مباری
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد