ولادت مولا مبارک



با عرض پوزش بخاطر دیر آپدیت کردن اینجا و نوید اینکه :
آپدیت مرتب باز آید به اینجا غم مخور
اینا همش بخاطر یه سری مشکلات وقت افزاری و سخت افزاریه که انشالله توی همین هفته همش رفع میشه
امروز هم عزمم رو جزم کردم و فقط و فقط بخاطر گل روی شما صبح زود کله سحر ساعت ۹ از خواب بیدار شدم و بازم فقط بخاطر شما چند سیخ جیگگگگگگگگر زدم توی رگ تا پهنای باند مغزم بره بالا و یه آپدیت درست و حسابی بکنم

هفته گذشته یه سفر کوتاه به آبادان داشتم که هم باعث خوشحالی بود و هم ناراحتی .
خوشحالی واسه دیدن بعضی از دوستان و نارحتی بخاطر ندیدن بقیه دوستان بدلیل کمبود وقت و خرابی روز افزون شهر بدلیل بی عرضگی و بی کفایتی مسئولین


خوب چند روز دیگه روز ولادت مولا علی و روز پدره .
من این روز رو به شما و همه پدرای خوب و خوش اخلاق و ناز تبریک میگم
پدرای بد اخلاق هم یه تجدید نظری در رفتارشون بکنن تا انشاالله سال دیگه به اونا هم افتخار بدم

خوشا آندم که از او مینویسم
ز رقص و ذکر یاهو مینویسم

صدایم داد تا از او بخوانم
که من هم درد غربت را بدانم

خوشا با نام مولا باده خوردن
چو درویشان عاشق جان سپردن

به حق باده نوشان می حلال است
که مستی افتخاری بی زوال است

به دور اولم ساقی ولی بود
ولی دیدم که ذکر او علی بود


به مناسبت روز پدر به توصیه یکی از دوستان قرار شده یه کم به آقایون گیر بدیم

مردان مخلوقات پیچیده ای هستند

اگر با او خوب رفتار کنید ؛ او به شما خواهد گفت که اسیر عشق او شده اید .
اگر خوب رفتار نکنید ؛ او به شما خواهد گفت که مغرور و متکبر هستید !
اگر با او بحث کنید او شما را لجوج و خیره سر خواهد خواند .
اگر آرام باشید (بحث نکنید ) او شما را خنگ خواهد خواند !
اگر از او باهوش تر باشید او خود را می بازد .
اما اگر او از شما باهوش تر باشد خود را شخص بزرگی می نامد !
اگر او را دوست نداشته باشید ؛ برای به دست آوردن شما تلاش خواهد کرد .
اگر عاشق او باشید ؛ تلاش خواهد کرد تا از دست شما فرار کند !
اگر با او درباره مشکلات تان صحبت کنید ؛ او به شما خواهد گفت که این حرف ها آزار دهنده است .
اگر درباه مسایل خود با او صحبت نکنید ؛ خواهد گفت که به او اعتماد ندارید !
اگر شما قرار خود را با او لغو کنید ؛ شما را غیر قابل اعتماد خواهد خواند .
اما اگر او این کار را بکند ؛ حتما با مشکل مهمی مواجه شده است !
اگر شما سیگار بکشید ؛ حتما دختر خیلی بدی هستید .
اما اگر او سیگار بکشد آقا و مرد بزرگی خواهد بود !
اگر شما امتحانات تان را خوب بدهید ؛ شانس آورده اید .
اما اگر او نتایج امتحاناتش خوب باشد به خاطر هوش و استعداد بالایش بوده است !
اگر او را آزار دهید شما شخص ظالم و بی رحمی هستید .
اما اگر او شما را آزار دهد ؛ شما آدم خیلی حساسی هستید !!!!



این ترانه هدیه به باباهای شرقی و داخلی


 
این ترانه هم هدیه به باباهای نقطه چینی و غربی و همچین بفهمی نفهمی یه خورده خاش خاشی 
با صدای شقایق
OH  DADDY



شبی که من و نازی با هم مردیم




شاید اکثر شما این خبر  رو از رادیو یا تلویزیون شنیده باشید :
حسین پناهی هنرمند سینما و تلویزیون در گذشت 
و باز شاید اکثر شما هم مثل من فقط از هنرنمایشی وی اطلاع داشتید که در این بخش هیچگاه خودشو آلوده به مسایل سیاسی و گیشه ای و ............  بقیه اش بمونه که در باره اش هیچی نگم بهتره که مثلا هنرمندان این مملکت چه کارا که نمیکنن برای رسیدن به اهداف مادی .
بقول کمونیستها هدف وسیله رو توجیه میکنه.
بگذریم : مرحوم حسین پناهی از جمله هنرمندان واقعی و ارزشمندی بود که به مسایل معنوی و ارزش های والای انسانی اعتقادی راسخ داشت و هیچگاه و به هیچ قیمتی دست از این اعتقادش بر نداشت و همینطور که اول عرایضم هم نوشتم من و شاید خیلی از شماها اطلاع نداشتیم که اون مرحوم شاعر و نویسنده ای توانا نیز بود و این بی اطلاعی من و خیلی های دیگه از این موضوع برمیگرده به همون اخلاق مرحوم که کارشو بخاطر اعتقاداتش انجام میداد نه بخاطر خودنمایی و جنجال .
قطعه زیر یکی از آثار این هنرمند ارزشمنده که دیدم بد نیست شما هم بخونید .
شبی که من و نازی با هم مردیم

نازی : پنجره را ببند و بیا تا بمیریم عزیز
من : نازی بیا
نازی : می خوای بگی تو عُمق شب، یه سگِ سیاه هست
که فکر می کنه و رازِ رنگِ گل ها رو می دونه
من : نه، می خوام برات قسم بخورم که اون پرندگان سفید
سرودای یه آدمندـ نگاه کن
نازی: یه سایه نشسته تو ساحل
من : منتظر یه ابلاغه تا آدما را به یه سرودِ دستجمعی دعوت کنه
نازی : غول انتزاع است ـ آره
من : نه دیگه ـ پیامبر سنگی آوازه ـ نیگاش کن
نازی : زنش می گفت ذلّه شدیم از دست درختا
راه می رن و شاخ و برگشونو می خوان
من : خوب حق دارند، البته اون هم به اونا حق داره
نازی : خوب بخره ، مگه تابوت قیمتش چنده
من : بوشو چیکار کنه پیرمرد باید که بوی تازهء چوب بده یا نه
نازی : دیوونه ست
من : شده ، می گن تو جشن تولّدش دیوونه شده
نازی : نازی - چه حوصله ای دارند مردم
من : کپرش سوخت و مهمانانش پاپتی پا به فرار گذاشتند
نازی : خوشا به حالش که ستاره ها را داره
من : رفته دادگاه و شکایت کرده که همهء ستاره ها را دزدیدند
نازی : اینو تو یکی از مجلات خووندم
عاشقه
من : عاشق یه پیرزنه که عقیده داره دو دوتا پنشتا می شه
نازی : واه ـ من سه تا شو شنیدم ـ فامیلشه
من : نه ـ یه سنگه که لم داده و ظاهرا گریه می کنه
نازی : ایشاالله پا به پای هم پیر بشین ـ خورد و خوراک چیکار می کنن
من : سرما می خورن
مادرش کتابا را می ریزه تو یه پاتیل بزرگ و شام راه می اندازه
نازی : مادرش سایهء یه درخته
من : نه یه آدمه که همیشه می گه : تو هم برو ـ ـ ـ تو هم برو ـ ـ ـ
من : شنیدی
نازی : آره صدای باده ـ داره ما را ادامه می ده ـ پنجره را ببند
و از سگ هایی برام بگو که سیاهند
و در عمق شب ها فکر می کنند و راز رنگ گل را می دانند
من : آه نرگس طلائیم ـ بغلم کن که آسمون دیوونه است
من : آه نرگس طلائیم، بغلم کن که زمین هم ـ ـ ـ


ـ ـ ـ و این چنین شد که
پنجره را بستیم و در آن شب تابستانی ، من و نازی با هم مُردیم
و باد حتی ، آه نرگس طلائی ما را
با خود به هیچ کجا نبرد


هنرمندی از دست رفت و هنرمند ! دیگه ای پا به عرصه هنر گذاشت و آغاز به خواندن کرد به نام مریم که من  ترانه نانو  از آلبومی به همین نام رو واسه این پست براتون آ پلود کردم
قضاوت در مورد کار ایشون هم بعهده شما